خاطرات سردرگم

آشنایان ره عشق در این بحر عظیم ؛ غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

My poem

۱۴۰۵/۰۷/۲۳، 4:52 PM

انگار غرق نعمت و نازند شاعرها

در بیکران ها مست پروازند شاعرها

دل را برای یک دو بیت ساده می بازند،

دل بسته؛ اما دست و دل بازند شاعرها

در هر سری، سِرّی از اسرار نهان دارند،

در هر کلامی مخزن رازند شاعرها

خوش رو و خوش آواز و عاشق پیشه و رِندند!

مانند دخترهای شیرازند شاعرها :)

این گونه که من مشتریّ شعرهاشان ام،

و آن گونه که با من نمی سازند شاعرها،،

آخر شبی در کوچه های شعر خواهم مرد...

تا خون بهایم را بپردازند شاعرها !

:

شعر از Siren ِ اصفهانی☺️👈👉

موزیک

person S i r e n
chat
•••