خاطرات سردرگم

آشنایان ره عشق در این بحر عظیم ؛ غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

The second Sanctuary

۱۴۰۵/۰۸/۰۲، 3:49 PM

من تا قبل از این فکر میکردم فقط حرم حضرت پدر خانه پدریه!

دیشب فهمیدم سامرا هم دومین خانه ی پدری مون محسوب میشه!

چقدر واقعا سامرا آرامش داشت! چقدر لطیف بووووود😍🥰

چقدر خادماش همه صمیمی بودند!

واقعا ظرفیتش را دارم که سالی چندهفته برم‌ سامرا بمونم!

از هرلحاظ خوب بود، واقعا تمیز، عزیز، حس راحتی خود اونجا و صمیمی بودن خدام، خصوصا چندین خادم سن بالاتر دیدم که جانباز بودند، و نگاهشون واقعا پدرانه بود.

و این مکان با اینکه تبعیدگاه امام هادی علیه السلام بوده، ولی ایشان پول داده اند و اینجا را خریده اند تا راحت تر باشند (درواقع احتمالا تا زوارشون در آینده راحت باشند و عشق کنند در این خانه امن و آرامش پدری♡)

و سرداب مقدس که خانه شخصی حضرت مهدی و پدر و مادر خوب تر از خوب و عاشقشون بود، واقعا لذت بخش بود.

چقدر من بابایی بودم خبر نداشتم 😊☺️😍🥰

.

پ.ن : پست قبلی قرار بود موقت باشم ولی انقدر کامنت های پر از حس توش دریافت شد که شرمم میشه بخوام حذفش کنم.

ممکنه چندوقت دیگه سفرنامه را حذف کنم😅

ولی انصافا عجب جایی بود سامرا... و مسجد کوفه هم واقعا دوست داشتم بمونم... نمیدونم اگه برای بار دوم هم بیام بازم همین طوره یا نه...

دعا میکنم این لحظات دوست داشتنی نصیب همه تون بشه😘

person S i r e n
chat
•••

پست موقت

۱۴۰۵/۰۸/۰۱، 12:4 AM

من دیروز غربت و غم کوفه را دیدم و حس کردم...

و به نظرم، میزان استرسم‌ برای رفتن به شهر کربلا، خارج از حد توانمه!

چه کنم؟!

.

پ.ن: فعلا قرص هام را مرتب دارم میخورم تا از این فرصت کوتاه کم بهره نشم... اون یکم مساله معمولی را هم میشه باهاش کنار اومد.

person S i r e n
chat
•••