خاطرات سردرگم

آشنایان ره عشق در این بحر عظیم ؛ غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

غریبه آشنا

۱۴۰۵/۰۵/۰۴، 3:28 AM

نوشتنت بوی بهار می‌دهد...

وقتی به دیدنم می آیی، گرم ترین لحظه های تابستانی هم بهشتی می شوند...

لبخندهات غم ها را از دلم می تکاند،

و اینکه میدانم تو هم لحظه ای به آرامش رسیده ای،

حس خوب زندگی را برایم تداعی می‌کند...

بهترین رفیق

آشناترین غریبه با من

همیشه بنویس

و همیشه بخند

تا درخت های این حوالی

همیشه پر شکوفه باشند ♡

person S i r e n
chat
•••